شاعری با ابعاد چندگانه
مروری بر شعرهای محمد علی حسنلو
محمد علی حسنلو شاعر جوانی ست که در مدت طول شاعری خود سه مجموعه شعر الکترونیکی و سه مجموعه شعر کاغذی ( تعمیر با جراحت های اضافه، سوال ها، روابط واژگون ) منتشر کرده است. حسنلو از دریچه ی ملموسی به جهان می نگرد، جهانی که کودکی و مفاهیم مرتبط با آن را به اشتراک می گذارد. جهانی که کودکی های بسیاری را هم عرض با آن به عین دارد. بهره گرفتن از این تجربیات در زبان شاعرانه اش امری بدیهی ست. به کارگیری تجربه ی انسانی در یک متن پدیدارشناسانه می تواند ذهنیت شاعر را پروبال دهد و نادیده های پیرامون را در گستره ی ذهن خود فرافکنی کند. شاعر سعی دارد با همراهی اثر عاطفی و اندیشگی متن و با توجه به ابزار لازم ( استعاره، تشبیه و کنایه ) در کنار ادراک شاعرانه وجوه ادبی خود را بر محمل زبان رقم بزند.
کارکردهای ذهنی شاعر می تواند به شکلی از ابزارهای سوق دهنده به سوی واقعیت شناخته شده یا ناشناخته ها ما را همراهی کند. ولو این واقعیت ها به شکلی محدود ارایه شده باشند، در این کارکرد، شاعر به شکلی نامحدود در کشف ساختار ذهنی اهتمام می ورزد. همچنین در حیات شعر و ساختار زبانی است که مخاطب با کنش و واکنش نسبت به متن و رویکردی شناختی می تواند به مفاهمه برسد. خواننده ی یک اثر ادبی در پی خوانش و ادراک متن در امر ناخودآگاه و خودآگاه خویش به تاویلی از متن دست می یابد که همدستی عناصر درونی و بیرونی متن بر وی آشکار و اثر گذار می باشد:
با تو از چه بگویم
از عشق و پیراهنی از تنش
نشانه ای که عریانی دارد و
گلی آرام فرو افتاده
در تصویری از خویش
با تو از تکاپوهایی باید بگویم
که میان دست ها و لبانش سپری می شود. ( سوال ها، صفحه ی 53 )
استعاره ای پنهان در لایه های متن که تمایل به ابراز و نشان دادن عناصر همگون و ناهمگون در بطن اشیا و روابط انکار ناپذیر بین آنها و در رابطه با انسان می باشد. بن مایه هایی که با روند منطقی خود به غنای شعر می افزاید و مفاهیم معمولی را آشنایی زدایی می کند تا در شاکله ی متن به شکلی پویا باقی بماند:
اشیایی هستند که دخالت می کنند
می خواهی نباشند نمی توانی
فرض کن: قابلمه را از آشپزخانه حذف کنی
فرش را از خانه
قاب های دیوار را بفرستی سفر
و به ماشینت در یک روز غیر تعطیل مرخصی بدهی
من به تمام اشیا شک می کنم
............................ ( سوال ها، صفحه ی 68 )
شاعر در متن از از دیالوگ و حضور دیگری بهره می برد و روایت را از تک گویی به فضایی برای صدای دیگری فراهم می سازد. تاثیر گذاری شرایط اجتماعی در شکل طرح درونی اثر بی تاثیر نبوده و شاعر با استفاده از این امکانات سعی دارد چند صدایی برای برقراری و پیوندی بین مخاطب و متن ایجاد کند. تقابل دو گانه ای که در اثر دیده می شود مسیر و زاویه ایتازه برای نگریستن به متن می گشاید و مخاطب را برای توالی رویدادها و نظم موجود و حضور عناصر تکرار شونده آماده می سازد:
اگر از صندلی اقرار بگیرند
حتما خواهد گفت:
میز تدارک چی خوبی ست
رویش، دست هایی با چند انگشتر
نگین هایی نامعلوم، تصمیماتی قیمتی . . . ( سوال ها، صفحه ی 88 )
تخیل نقش اساسی در شعر حسنلو دارد و به گونه ای در واگویه ها شکل می گیرد. تخیل ادراک شده به مراه عناصر عینی از یک پیکر که می تواند در فرای دنیا و ماده خود را بازسازی و به تجربه ای تازه برسد. توانایی شاعر در برقرار کردن و اتحاد بین تخیل و ادراک و حس اولیه خود در گردش زبان تاثیر و بسامد بسزایی دارد. گرایش شاعر به طبیعت و تصرف ذهنی وی در صور مختلف شعر به زیبایی شناختی متن کمک می کند تا زبان ویژه ی خود را به نمایش بگذارد. مانند جزییات در اندامواره و نگاه زیر پوستی به لایه های درونی و عملکرد تخیل در بوجود آوردن تصاویری جزء نگر و نمایش گذاشتن آن برای باشندگان می باشد.
بعضی از کفش ها رفته اند
بعضی اما مانده اند و در جاکفشی
با بندهایشان حرف می زنند
ماندن نماندن
چیزی میان این دو
هست و همیشه در راه است
چیزی میان این دو
زمان اگر اجازه دهد . ( تعمیر با جراحت های اضافه، صفحه ی 35 )
برخورد :
زمین
نه لهجه ها را می شناسد، نه ملت ها را
تبش که بگیرد
گسل هایش می لرزند
چه خواب باشی
چه توی حمام سرت را گرم دوش کنی ( تعمیر با جراحت های اضافه، صفحه ی 48 )
در شعر برخورد تعابیر و معادل های ذهنی شاعر بی پیرایه و در یک شبکه ارتباطی توانسته مفاهیم کلی را در حیطه ای از جغرافیای کوچک قرار دهد تا لذت خوانش را برای مخاطب فراهم سازد. باریک بینی و دریافت های حسی شاعر، قابلیت نفوذ در اشیا، اندیشگی و همزیستی این عناصر منجر به تولید و آفرینش یک اثر تاثیر گذار می باشد. آنچنان که در شعر تداوم از مجموعه تعمیر با جراحت های اضافه، شاعر توانسته زمان و گذر آن را در روند تعمیم یافته ای از انسان و اشیا به نمایش بگذارد و زبان بدون اطناب کلام ما را به نقطه ای از دازاین و هستی که در درونش تناقض وجود دارد، می رساند. شعری که دغدغه ی بودن را در حوزه ی هستی شناسی انسان یادآوری می کند و از ساختار منسجمی برخوردار است.
تداوم:
شکل های مداوم تکرار
درون لحظاتی که با ساعتی مچی می گذرند
پیش از این نبود
و آنچه بود
کلید
و دری که پیوسته فرسوده تر می شد. ( تعمیر با جراحت های اضافه، صفحه ی 47 )
در اولین مجموعه ی کاغذی ( تعمیر با جراحت های اضافه ) تکامل زبان و اندیشگی شاعر کاملا مشهود می باشد و گزاره هایی که سعی دارند خود را به شعر تحمیل نمایند بسیارکمرنگ است. حسنلو در این مجموعه با پشت سر گذاشتن بسیاری از گزاره های بیانی و تتابع اضافات و موصوف هایی که به تخریب روایت منجر و متن را از جوهره ی خود دور می نماید، دوری جسته و متنی تاثیر گذار به مخاطب ارائه می دهد.
این مورد از معایب شعر شاعر می باشد که با شناخت تدریجی و پردازش بیشتر می تواند بر زبان مسلط و از گزاره های بیانی و معلق در پیکره ی شعر اجتناب نماید. فرایندی که در محور جانشینی سعی به پیشتازی دارد و غالب شدن آن به زیبایی شناسی متن نمی انجامد و شاعر را از فردیت به دور و به زبان شخصی نزدیک می کند. مانند سطرهایی از شعر گزارش نصفه و نیمه ی یک شاعر در صفحه ی 74 روابط واژگون:
در تصاویر زنده ی آن ها
چیزی شبیه اعتراف
نه با آن ها
که با ما!
با تمام اعضایمان!
با تمام استخوان هایمان! . . .
یا در شعر احساس:
احساس پوست / احساس دست / احساس پا / احساس رفتن / احساس نیاز /
احساس اینکه چقدر انکار شده ایم
احساس صفحاتی که چشمانت را . . . ( سوال ها، صفحه ی 46 )
سطرهایی که می توان بی محابا ادامه داد و بی آنکه پایانی بر آن متصور شد . . .
زبانی که قصد دارد در کنار مولف بایستد و او را همراهی کند، اما حضور راوی در گزاره ها در حالیکه قصد تحمیل عناصر از بیرون به اندامواره ی شعر را دارد احساس می شود .حتی جایی که حرفی برای گفتن نمانده ، حضور راوی پررنگ می شود و مدام سعی دارد نقش دانای کل و از زاویه سوم شخص به متن راه یابد و داشته های ذهنی اش را بر شعر تحمیل نماید. شعرهایی که حسنلو با فضاهای متکثر و مدخل های چندگانه به متن خود هستی بخشیده و از طنز حاکم هم سود جسته، اثری موفق و تاثیر گذار بوجود آورده است. به طوری که زاویه دید شاعر در پرداخت عناصر غیر متعین نهفته و موجب جریان سیال ذهن شده است. جایی که خواننده می تواند در قبال متن به بازسازی مفهومی و درونی شعر بپردازد و این همسویی با درونمایه ذهنی خود در حوزه پدیدارشناسی شکل می گیرد:
تیر 2:
رفته بودیم هواخوری
با کمی اعتراض و این جور چیزها
که ناگهان تیری از آنها ما را گیر انداخت
یکی چشم هایش را بست و لااله الالله گویا تمام شد
دیگری وقت گفتن نداشت
نگفته و تنش را جا گذاشت و افتاد بر زمین
سومین نفر را چند روز بعد
حوالی بیابانی ناشناس پیدا کردند
چهارمی که من بودم
نفهمیدم با چه خانه بازگشته ام . . . ( مجموعه ی الکترونیکی تیر نامه، صفحه ی 14 )
تیر 4:
دیشب خواب یک تیر دیدم
خواب میرزا فتحعلی آخوندزاده را
فریاد کشید و گفت: من هم یک تیر هستم!
چرا نمی بینید!؟ ( مجموعه ی الکترونیکی تیر نامه، صفحه ی 18 )
محمد علی حسنلو تمام تلاش خود را برای ورود به حوزه های تجربی شعر به کار می گیرد و بی وقفه زمان را برای وصول به آن صرف می نماید. آنچنان که در تیر نامه مشاهده می کنیم که شاعر از ذهنیت اجتماعی خود برای رسیدن به هدفش به گونه ای خلاق و نافذ به شعر می پردازد.
با آرزوی موفقیت برای شاعر . . .
میترا سرانی اصل
شهریور 1401